
مراجع یه دختری حدود ۴۰ ساله بود که اضافه وزن خیلی شدید داشته و مادرش هم هربار بحث میشده می گفته ایشالا وزنشو کم کنه درسش رو ادامه میده، ایشالا وزنشو کم کنه یه شوهر خوب می کنه، ایشالا وزنشو کم کنه باید یه جا مشغول به کار شه و دختره هم با یه حالت توام با امید و آرامشی حرف های مامانشو تایید می کرده، اول شوکه شدم که این خانم تو ۴۰ سالگی چقدر امید داره و چقدر انگیزه داره آفرین ولی بعد یه مدت که گذشت متوجه شدم نه این امید نیست که من تو چشمای اون دختر میدیدم بلکه آسودگی از اینه که میتونه به بهانه ای کم...
ادامه مطلب